باز باران!

ادبیات،روان شناسی و ....

باز باران!

ادبیات،روان شناسی و ....

به عنوان یک معلم


به عنوا ن  یک معلم یادم باشد       

یادم باشد:حرفی نزنم که دلی بلرزدوخطی ننویسم که کسی را آزاردهد.

یادم باشد:که روز و روزگار خوش است و تنها دل من دل نیست ،

یادم باشد: جواب کینه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با

کمتر از صداقت ندهم .

یادم باشد: بایددربرابرفریادها سکوت کنم وبرای سیاهی ها نور بپاشم .

یادم باشد: از چشمه،درس خروش بگیرم و از آسمان، درس پاک زیستن.

یادم باشد: سنگ خیلی تنهاست،باید با او هم لطیف رفتار کنم

مبادا دل تنگش بشکند.

یادم باشد:برای درس گرفتن ودرس دادن بدنیاآمده ام نه برای

تکراراشتباهات گذشته

یادم باشد: هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی

زبانی که به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم ... .


یادم باشد: گره تنهایی و دلتنگی هر کسی فقط به دست

خودش باز می شود.

یادم باشد: هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم ... .

یادم باشد: قبل از اینکه از راه رفتن کسی ایراد بگیرم یکبار با کفشهای او راه بروم.

  و یادمان باشد: هیچگاه از راستی نترسیم ! 

     

زندگی نامه ادیب نیشابوری

بیست و یکم آذرماه روزدرگذشت ادیب نیشابوری


 همچو فرهاد بود کوه کنی پیشه ما

کوه ما،سینه ما، ناخن ما تیشه ی ما

شور شیرین ز بس آراست ره جلوه‌گری

 همه فرهاد تراود ز رگ و ریشة ما

دانم ای عشق قوی پنجه که منظور تو چیست
دست بردار نه ای تا نکنی ریشه ی ما
عشق شیریست قوی پنجه و میگوید فاش
هر که از جان گذرد بگذرد از بیشه ی ما
بهر یک جرعه ی می منت ساقی نبریم

اشک ما باده ی ما دیده ما شیشه ی ما


بابل 2011

ادامه مطلب ...

شعر پریا از شاملو


شلک های محدثه

یکی بود یکی نبود

زیر این گنبد کبود

لخت و عور تنگ عروب سه تا پری نشسته بوذ..... 

زار و زار گریه می کردن پریا
مث ابرای باهار گریه می کردن پریا.
گیس شون قد کمون رنگ شبق
از کمون بلن ترک
از شبق مشکی ترک.
روبروشون تو افق شهر غلامای اسیر
پشت شون سرد و سیا قلعه افسانه پیر.
 
از افق جیرینگ جیرینگ صدای زنجیر می اومد
از عقب از توی برج شبگیر می اومد...
 
« - پریا! گشنه تونه؟
پریا! تشنه تونه؟
پریا! خسته شدین؟
مرغ پر بسه شدین؟
چیه این های های تون
گریه تون وای وای تون؟ »
 
پریا هیچی نگفتن، زار و زار گریه میکردن پریا
مث ابرای باهار گریه می کردن پریا......

ادامه مطلب ...

کلمات هم آوا


کلمات هم آوا :

واژه هایی هستند که تلفظ ( آوا )ی یکسانی دارند . اما از نظر نوشتن و معنی متفاوتند. کلماتی مانند :

خویش : خود - فامیل  /  خیش : وسیله شخم زدن

حیات : زندگی  /  حیاط : فضای باز خانه


ارز : پول خارجی   /   ارض : زمین   / 

******************************************

کلمات هم نویسه : واژه هایی که نوشتن یکسان دارند اما از نظر معنی و تلفظ متفاوتند.

کلماتی مانند

 مِهر : محبت ؛ ماه مهر  /  مُهر : وسیله چاپ دستی

گِل   / گُل 

 کُشتی   کِشتی

مسلم  / مسلّم 

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی              که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی

گوهر مخزن اسرار همان است که بود                      حقه ی مِهر بدان مُهر و نشان است که بود

************************************

دسته دیگری از کلمات نیز وجود دارد که در کتاب فارسی راهنمایی نیامده اما آشنایی با آن به نظر ضروری می رسد .

کلمات هم آوا - هم نویسه :

کلماتی که در نوشتن و تلفظ یکسانند اما از لحاظ معنی متفاوتند. کلماتی مانند :

شیر : نام حیوان شیر : شیر آب / شیر : شیر خوردنی

روان : جان  / روان : جاری

سیر : نام گیاه سیر /  سیر : غذا خورده - متضاد گرسنه

 نه من از پرده ی تقوا به در افتادم و بس                  پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت


آتش است این بانگ نای و نیست باد                     هر که این آتش ندارد نیست باد

گلاب است گویی به جویش روان                         همی شاد گردد زبویش روان